به کدامش عمل کردیم وقتی این نشانه دردست وگردنهایمان خودنمایی میکرد!
کدام روز ....؟!!
کدام روزسرراضی بربالش هایمان گزاشتیم وکدام روز دل نشکستیم؟!
شکستیم...هرچندکوچک..هرچندناچیز
امادربطن تمام لحظه های زندگیمان شکستیم وشکاندیم وآه کشیدیم..!
قلب هایمان در پشت کدام کوه هاپنهان شده اندکه غبارش همواره برظاهروباطنمان رخنه کرده؟!
کجاوچه زمان این شدیم ؟!
کجاشکستیم که باخرده شکسته هامان تروخشک راباهم زخم زدیم؟!
دلم کمی رحم میخواهد...!!
کمی ارامش...!
نه از ان ارامشهاکه به زبان بیاوری تانفهمندشکستی...!
ازآنهایی که بوی واقعی ارامش دهند!
برچسب:
نویسنده: الینا نجفی